1. اعتقاد (Belief)
روزی که مردم برای نزول باران دعا می کردند ، فقط یک دختر بچه با چتر آمده بود، این یعنی اعتقاد.
2. اعتماد (Trust)
احساس یک کودک یکساله را که به بالا پرتاب می کنیدو شادمانه می خندد رااعتمادمی نامند …. چراکه او یقین دارد شما او را خواهید گرفت،
3. امید (Hope)
هر شب به رختخواب می رویم بدون اطمینان که روز بعد زنده از خواب بیدار شویم. ولی همیشه برای فردابرنامه داریم، این یعنی امید.
زیباست که با اعتقاد، اعتماد و امید زندگی کنیم .زیرا اعتماد تخریب شده هرگزترمیم نمی شود .

برچسبها:
زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾــــــــﺪ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﺣﺲ ﻧﺴﯿــــــــﻢ
ﺑﺎ ﮐﻤــــــــــﯽ ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ﺧﻮﺏ ﺩﺭ ﻫــــــﻮﺍﯼ ﺧﻨﮏ ﺍﺳﺘﻐﻨﺎ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾــــــــﺪ ﮐﺮﺩ
ﮔﺎﻩ ﺑــــــــﺎ ﯾﮏ ﺩﻝ ﺗﻨﮓ
ﮔﺎﻩ ﺑﺎﯾــــــــﺪ ﺭﻭﯾﯿﺪ ﺩﺭ ﮐﻨـــﺎﺭ ﭼﺸﻤﻪ ﺩﺭ ﺷﮑﺎﻑ ﯾﮏ ﺳﻨﮓ
ﺑﻪ ﺍﻣﯿــــــــﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﺎ ﮐﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺣﺎﺩﺛــــــــﻪ ﺗﻘﺪﯾﺮﻧــــــﺪ
ﮔﺎﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻨﺪﯾــــــــﺪ
ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻭ ﻧــــــــــﻮﺭ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﯾــــــﺪ ﺑﻮﺩ
ﮔﺮ ﭼﻪ ﻏــــــــﻢ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﻔﺸﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯿــــــــﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻗﺪﻣــــــﯽ ﺍﺳﺖ.

برچسبها:
قویترین مرد دنیا هم که باشی ..
محتاجی ..
محتاج لبخندهای عاشقانه ی یک زن ، فراموش نکن . . .

برچسبها:
کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست
و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت
اینکه عشق تکیه کردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند
و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند
و شکستهایت را خواهی پذیرفت
سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز
با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه
و یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازی
که خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیست
..
.
و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم هستی
که خیلی می ارزی
و می آموزی و می آموزی
با هر خداحافظی
یاد می گیری

برچسبها:
اگرنمیتوانی پرواز کنی بدو……
اگر نمیتوانی بدوی راه برو……
اگر نمیتوانی راه بروی سینه خیز برو…………..
امـــــــــــــــــــــــــــــــا
هر کاری میکنی سعی کن حرکت به جلو رو ادامه بده…

برچسبها:
نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن
توکه ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن
چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون
به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن
توکه ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن

برچسبها:
می خواهم "عشــــق" بماند و لبخندی که هدیه لبهایِ تـــ♥ــوست…
می خواهم "من" باشم و "تو" باشی و
زنـــــــــــدگیـــــــــــــــــ….
زیبایی سرشار از انعکاسِ مــــا…
می خواهم عاشــــــــــقت باشم…
می خواهم عشــــــــــــق بماند…

برچسبها:
کوک کن ساعت خویش!
اعتباری به خروس سحری نیست دگر
دوش می خورده و برخاستنش دشوار است !
کوک کن ساعت خویش
که موذن شب پیش دسته گل داده به آب
و در آغوش سحر رفته به خواب …….. !
و در این شهر سحرخیزی نیست
و سحر نزدیک است….

برچسبها:
من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها
یک عالمه گله و خدایی بی ادعا
گم شده بودم میان دیروز وفردا
تا تو را یافتم..با تو خودم را یافتم
صدایت در گوشم پیچید..
نگاهت در چشمانم نقش بست
نشان دادی به من آنچه بودم
آری با تو رسیدم من به اوج خودم
نامم را خواندی….گفتی بارانم
بارانی شد دل و چشمانم
آری بارانی شدم تا ببارم
اما ای کاش بدانی تویی آسمانم
بی تو نه معنا دارد باران نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان
ای که شبیه تر از خود به منی
بگو تا آخر راه با من هم قدمی
………

برچسبها:
قوی باش و هر جا که خستگی رو با قیافه فریبندهاش دیدی که بهت میگه: “بیخیال! این کار به جایی نمیرسه”
یه دستی رو شونهاش بزن و بگو: برو کنار و هیچوقت با یه قهرمان شوخی نکن.

برچسبها:


