برای خودت زندگی کن
کسی که تو را"دوســـــت" داشته باشد…
با تو "می ماند"
برای داشتنت "می جنگد"
اما اگر دوستت نداشته باشد با هر بهانه ای میــــــــرود


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 06 اردیبهشت 1393 | 13:29 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(2)

آنهایی که آرام و آهسته در لحظه ها قدم می گذارند
آنهایی که در سکوت ، تردید فردا را می پوشانند
آنهایی که در تاریکی با قدرت کلام ، روز را نوید می دهند
آنهایی که بی سخن با عمق نگاهی ، دوست داشتن را فریاد می کنند
آنهایی که زیر چتر عشق بی منت ، باران را به میهمانی صداقت می برند
آنهایی که بی بهانه جشن دلتنگی را با بوسه ای خاتمه می دهند
…..
را بیشتر دوست دارم…

ابراز محبت خالصانه
با تفسیر واقعیت این روزها
همراه با چاشنی خنده
تنها سرمایه ماندگار
در دفتر خاطرات خواهد بود…

 

برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 06 اردیبهشت 1393 | 13:24 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)


خدایا…
خیلی ها دلمو شکستن؛دیگه تحمل ندارم…
شب بیا باهم بریم سراغشون…
من نشونت میدم؛
تو ببخششون!


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393 | 11:24 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

کودکان ستاره های روشنی برای هدایت بزرگسالان هستند. این یک واقعیت است.این فرشته های الهی با چشم های تیز بینشان ،انسان ها ورفتارشان را خوب رصد می کنند!گاهی رفتار ها وافکار پاک ان ها اشک بر چشمان ما جاری می سازند.پاکی کلام وصداقت گفتار عمیقشان به تو می گوید آن ها چه بزرگ متفکران کوچک هستندوان لحظه است که نگاره مهر وتغییر را بر سردر قلبت می آویزی وزمزمه می کنی :
من به دنبالت می گردم کودکی ساده ودوستداشتنی.
من به دنبالت می گردم.دوران شیرین جوانه زدن.
من به دنبالت می گردم بازی های خوب کودکی .

من …


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393 | 11:18 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

ریـــشه ی تو، فـــــهم توست
یک سنگ به اندازه ای بالا می رود که نیرویی پشت آن باشد.
با تمام شدنِ نیرو، سقوط و افتادن سنگ طبیعی است.
ولی یک گیاه کوچک را نگاه کن!!
که چطور از زیر خاک ها و سنگ ها سر بیرون می آورد
و حتی آسفالت ها و سیمان ها را می شکند
و سربلند می شود.
اگر تو به اندازه ی این گیاه کوچک، ریـــشه داشته باشی،
از زیر خاک و سنگ، و از زیر عـــــادت و غـــــــریزه
و از زیر حـــــرف‏ها و هــــــــــوس‏ها سر بیرون می آوری
و افتخار می آفرینی.


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393 | 11:12 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

یک شب آخر
مستی را
تا انتهای آن خواهم رفت
تا خراب خویش را
پیش چشمانم ببینم
غبار از صورتم با اشک خواهد رفت
سر انگشتانم شانه خواهند زد موهایم را
و لبانم بوسه خواهند زند مستی را
آه
صبح که بر آید اگر آباد نشوم
با این من خراب کجاروم ..


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393 | 11:09 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)


گاهی وقت ها دلت برای خودت تنگ می شود، برای کسی که دوست داشتی؛ ولی نشدی. گاهی برای آرزوها و رویاهایت. گاهی وقت ها دلت نمیخواهد بعضی چیزها را بدانی؛ هرچه نادان تر بمانی، آسوده تر زندگی می کنی. هر چقدر سیاست بدانی؛ بیشتر از دولتمردان بدت می آید. هر چه بیشتر هنر بدانی؛ کمتر از یک نقاشی منظره لذت می بری و وای به روزی که از نمایشنامه سر در بیاوری و برای دیدن تئاتر به سالن نمایش بروی؛ آنوقت است که تمام طول نمایش به این فکر می کنی که کجای این نمایشنامه ایراد دارد و این نویسنده و کارگردان و بازیگران چقدر خوب هستند یا بد. و خوش به حال من که هیچ از اینها سر در نمی آورم و به دیدن تئاترهای مورد علاقه ام می نشینم و به عنوان یک بیننده عامی و نادان از دیدن نمایش لذت می برم و روزم را به پایان می رسانم. اما افسوس، کاش روانشناس نمی شدم. آنوقت بود که دلم میخواست با ذوق و شوق به برنامه تلویزیونی که دکتر جلالی، یا دکتر موتابی، یا حتا این دکتره که همه جا هست و از تحلیل فیلم گرفته تا اختلالات زناشویی در تلویزیون بحث می کند نگاه می کردم؛ می بینی حتا نامش هم یادم نمی آید. کاش روانشناس نبودم و پیش خودم فکر می کردم که حتماً روانشناس ها با یک نگاه می فهمند چه شخصیتی داری و از این تصور مشعوف میشدم. کاش روانشناس نبودم و سری کتابهای آنتونی رابینز را می خواندم و پیش خودم و در جمع های مختلف می گفتم؛ من هم دستی بر آتش روانشناسی دارم! کاش روانشناس نبودم و وقتی اسم فروید را می شنیدم؛ پیش خودم با یک تصور مبهم خوب یا بدی؛ همانگونه که در دینی سال سوم دبیرستان خوانده بودم؛ از وی ذهنیتی شیاطینی داشتم و فکر می کردم که چقدر آدم هوسرانی بوده که سکس را در غرب آزاد کرده! کاش روانشناس نمیشدم و از صحبت های عجیب و غریب یک تازه روانکاو در یک همایش یا ورک شاپ لذت میبردم و پیش خودم می گفتم که این خانم دکتره چقدر کارش درسته پسر! همه چی رو میدونه و تحلیل می کنه! کاش روانشناس نمیشدم و به همه روانشناس ها می گفتم روانکاو! و تفاوت بین روانشناس و روانپزشک را نمیدانستم! کاش روانشناس نبودم و وقت مشاوره می گرفتم و میترسیدم از اینکه به خانواده ام بگویم که وقت روانشناس دارم؛ نکند بگویند که دیوانه شده!

می بینی؛ من عاشق نادانی هستم، بعضی وقت ها باید نادان بمانی؛ هرچه نادان تر بمانی؛ زندگی لذت بخش داری!

 


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393 | 11:01 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش مثل آب مثل چشمه سار
گوشه نیلوفری را تر کنیم
ما همه روزی از اینجا می رویم
کاش این پرواز را باور کنیم


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393 | 10:17 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

هر آینه که زیبایی را می‌بینی‌،
به یاد آر که در فضایی مقدس هستی‌.
می‌گویم در هر جا:
در چهره یک انسان‌،
درچشمان یک کودک‌،
در گلبرگهای یک نیلوفر،
یا در بالهای پرنده‌ای در پرواز،
در رنگ رنگ یک رنگین کمان‌،
یا در سکوت یک صخره‌.
هر جا که زیبایی می‌بینی‌،
به یاد آر که در فضایی مقدس هستی‌
خداوند نزدیک توست‌ …..


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393 | 10:15 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

می شود رفت و زودتر به مقصد رسید…
می شود با شتاب رفت و گل های کنار جاده را ندید…
حیف است اما!
رهگذر کمی آهسته تر…
اینجا زندگیست!!


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393 | 10:14 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پاتوق مقالات شما