انسان های بزرگ در باره عقاید سخن می گویند
انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند انسان های بزرگ درد دیگران را دارند انسان های متوسط درد خودشان را دارند انسان های کوچک بی دردند انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند انسان های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند انسان های متوسط به دنبال کسب دانش هستند انسان های کوچک به دنبال کسب سواد هستند انسان های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد انسان های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند انسان های کوچک مسئله ندارند انسان های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند
انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
برچسبها:

هر صبح پلکهایت فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند
سطر اول همیشه این است : خدا همیشه با ماست . . .
پس دوستاي گلم بخوانيدش با لبخند
به خاطر بسپاریم که
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است
آرام، بی صدا، همیشگی . . .
برچسبها:
قطاری سوی خدا می رفت همه ی مردم سوار شدند ، به بهشت که رسیدند پیاده شدند
و
فراموش کردند که مقصد
خدا بود
نه بهشت.

برچسبها:
بستن چشمهایت چیزی را تغییر نمیدهد. هیچ چیز فقط به خاطر اینکه تو آنچه را دارد اتفاق میافتد نمیبینی٬ ناپدید نمیشود. در حقیقت بار دیگری که چشمهایت را باز کنی اوضاع حتی خیلی بدتر خواهد بود. دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم این چنین است. چشمهایت را کاملا باز نگه دار. فقط یک ترسو چشمهایش را میبندد. بستن چشمهایت و گرفتن گوشهایت زمان را متوقف نمیکند.

برچسبها:
ما همیشه صداهای بلند را می شنویم،
پر رنگ ها را می بینیم، سخت ها را می خواهیم…
غافل از اینکه خوب ها آسان می آیند،
بی رنگ می مانند و بی صدا می روند…

برچسبها:
من…
شيفتهي ميزهاي كوچك كافهاي هستم..
كه بهانهي نزديكتر نشستنمان مي شود!
و من
روبروي تو
مي توانم
تمام شعرهاي نگفتهي دنيا را…
يك جا بگويم!!

برچسبها:
زندگی بی نهایت زیباست
تو آمدی که از زیباییش لذت ببری
زیبایی در هر چیزی هست
اگر بخواهی که ببینی …

برچسبها:
ای بکر ترین برکه! هلا سوره ی صافی!
پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی!
مهری بزن از بوسه به پیشانی سردم
بد نام که هستیم به اندازه ی کافی!
تلخینه ی آمیخته با هر سخنت را
صد شکر! شکرپاش لبت کرده تلافی!
با یافتن چشم تو آرام گرفتم
چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی..
چندی ست که سردم شده دور از دم گرمت..
بر گردنم از بوسه مگر شال ببافی…

برچسبها:
بپرسیم ساعت به وقت دلمان چند است؟
پاسخ که بگیریم باورمان میشود فرصتی برای حسادت نیست
گذشت عقربه ها به مغزمان خواهد کوبیدکه زمانی شاد میشویم که شادی همنوعمان را لمس کنیم
ساعت به وقت دلمان چند است ؟

برچسبها:
هیچ چیز محصورتان نمی کند مگر افکارتان
هیچ چیز محدودتان نمی کند مگر ترسهایتان
هیچ چیز مجبورتان نمی کند مگر اعتقاداتتان

برچسبها:


