بسلامتی رفقایی که از پشت بهم خنجر زدن

بسلامتی شبا و روزایی که تو تنهایی گریه کردم و ندونستم چرا؟

بسلامتی عشقم که هیچوقت طالعش با من نبود اما هنوز دوسش دارم

بسلامتی لبهام که مدتهاست واقعی نخندیده

بسلامتی سرنوشتم که نمیشه اونو از سرنوشت

بسلامتی دلم که فقط اسمش دله؛نصفش آهه و نصفش گِله

بسلامتی اونی که اول فکر کردم یه رنگه ولی بعد فهمیدم مدادرنگی46رنگه

بسلامتی خودم که دیگه نه جایی واسه موندن دارم نه پایی واسه رفتن

بسلامتی خودم که سنی ندارم اما روزگار پیرم کرده

بسلامتی اونی که تو خیالمه اما بیخیالمه

بسلامتی همۀ اونایی که این روزا واسم خنجر کشیدن



☑ فرض کنیم که من "باختم" . . .

اما کسی "جرأت" نداره به من دست بزنه یا از صفحۀ بازی بیرونم کنه

شوخی که نیست ؛

من "شاه" شطرنجم . . .



برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 02 مرداد 1393 | 04:05 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(2)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پاتوق مقالات شما