کفش کودکی را دریا برد
کودک روی شن های ساحل نوشت : دریای دزد
پدرش که صید خوبی داشت روی ماسه ها نوشت : دریای سخاوتمند
جوانی غرق شد مادرش نوشت : دریای قاتل
پیر مردی مرواریدی صید کرد روی ساحل نوشت : دریای بخشنده
موجی خشمگین نوشته ها را شست و گفت :
از این همه دورویی آدم ها خسته نشدی؟؟
دریا خندید و گفت :
به قضاوت دیگران اعتنا نکن اگر می خواهی دریا باش

برچسبها:
تاريخ : دوشنبه 26 خرداد 1393 | 07:32 | نویسنده : shahrammehdizadeh |
ارسال نظر(0)


