تو كه شاعري بگو عشق چيه ؟ 
اگر سي سال پيش پرسيده بودي 
از هر آستينم برايت 
چند تعريف آماده و كامل 
كه مو لاي درزش نرود 
بيرون مي كشيدم .. 
در اين سن و سال اما 
فقط مي توانم دستت را 
كه هنوز بوي سيب مي دهد بگيرم 
و بازگردانمت به صبح آفرينش 
از پروردگار بخواهم 
به جاي خاك و گل 
و دنده ي گمشده من 
اين بار قلم مو به دست بگيرد 
و تو را به شكل آب بكشد 
رها از زندان پوست 
و داربست استخوان هايت 
و مرا 
به شكل يك ماهي خونگرم 
كه بي تو بودنش مصادف 
با هلاكت بي برو برگرد ..



برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 13 خرداد 1393 | 18:54 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پاتوق مقالات شما