تو بخاطر بسپار…..
که خزان میرسد از پشت نفسهای عمیق
بعد هر زوزه که از باد به بستان پیچد
و تب ریزش برگ
سخت عذابیست که دیدن دارد
خس خس مبهم دردآلودی
میچکد در تن خاموش انار
یاقوتهای تنگ به هم پیچیده
چهره به خورشید نشان داده
و راز
از پس پرده برافتاده به ناز
مستی خرقه هفتاد من خش خش برگ
زیر تکرار پرشهای پسر بچه شهری پیداست
تو بخاطر بسپار
من که مغمومم و مهجورم و بیتابم و در حسرت باران گیجم ……



برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 07 مهر 1393 | 23:26 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پاتوق مقالات شما