فقط تنهايي‌ام را دوست دارم
كنار آب پاك رود تجريش
چه ميداني كه درد عاشقي چيست
همه احوال در جوش و خروشي
دل عاشق دلي بي‌كينه باشد
كه رسم عاشقي، جز سوختن نيست
خدا شيدايي‌ام را دوست دارم
جدا و فارغ از هر قيد و بندي

سكوت خالي‌ام گشته بهارم
صداي آبي‌ام گرديده يارم
بشو مجنون ببيني ليلي‌يت كيست
بجز فكرش، فكري در سرت نيست
كه عشق واقعي در سينه باشد
غم عاشق، غمي ديرينه باشد
غم دريايي‌ام را دوست دارم
رهه، رهايي‌ام را دوست دارم



برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 30 دی 1393 | 18:59 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پاتوق مقالات شما