فقیری به در خانه ی بخیلی آمد و گفت :

 

شنیده ام که تو بخشی از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای 

 

و من در نهایت فقرو تنگدستی ام ... چیزی به کَرمت به من بده ...

 

بخیل گفت: من نذر کوران کرده بودم !

 

فقیر گفت: کور واقعی من هستم،زیرا اگر بینا بودم از در خانه ی خداوند

 

به در خانه ی کسی چون تو نمی آمدم ..!

 

 



برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 05 اسفند 1393 | 09:17 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پاتوق مقالات شما