زندگیت را خودت می نوازی
بزودی خواهی فهمید
مهم نیست چند نفر مهمان موسیقی
زندگیت می شوند
مهمان ها ، می آیند و می روند
و فقط خودت تا آخر شنونده ی
خودت خواهی ماند
یادت باشد مهم این است طوری
بنوازی كه تا آخر از این موسیقی
لذت ببری، و بلند شوی و برای
خودت دست بزنی


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 08 مهر 1393 | 12:37 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

گاهی نگاه معصومانه ی یک کودک هم باعث فوران احساس است. گاهی عشق را می شود در معصومیت یک کودک بازیافت. گاهی دلت برای پرنده می سوزد، گاهی آواز یک پرنده ی دیگر در تو شوقی وصف ناپذیر ایجاد می کند. گاهی ماه در آسمان تیره ی شب تو را ساعتی مسحور می کند. گاهی وزش باد در میان موهایت قلبت را به تپش وامی دارد.
کافیست که عشق را شناخته باشی …


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 08 مهر 1393 | 12:36 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(1)

عشق یعنی همین
تو رقص برگهای زرد و نارنجی پاییز
تو بخندی
تو ببوسی
و من
از خنده های تو
از بوسه های تو
حظ کنم


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 08 مهر 1393 | 12:36 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

دستی که سرد است
به دست نیاز دارد
نه جیب

 


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 08 مهر 1393 | 12:35 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

گاهی یک نگاه آنقدر مهربان است که چشم هرگز رهایش نمیکند
گاهی یک عشق آنقدر ماندگار است که زمان حریفش نمیشود
و گاهی یک دوست آنقدر عزیز است که قلب رهایش نمیکند


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 08 مهر 1393 | 12:34 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

حس قشنگی ست …
بودن انسان هایی که به یک چشم بر هم زدن
دلت را پر از حس زیبای به پرواز در آمدن ، میکنند …!


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 08 مهر 1393 | 12:33 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

دستم بگیر
دستم را تو بگیر
التماس دستم را بپذیر
درمانی باش پیش از آنکه بمیرم
آوازی باش پرواز اگر نیی
همدردی باش همراز اگر نیی
آغازی باش تا پایان نپذیرم
گلدانی باش گلزار اگر نیی
دلبندی باش دلدار اگر نیی
سبزینه باش با فصل بد و پیرم


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 08 مهر 1393 | 08:06 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

مهم نیست چقدر خسته ام
مهم نیست در روز چقدر کار می کنم
مهم این است به امید داشتن تو همه کار می کنم


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 08 مهر 1393 | 08:05 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
آفتاب دیدگانم سرد می شد,
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه … چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
شاعری در چشم من میخواند …شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
در شرار آتش دردی نهانی.


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 07 مهر 1393 | 23:35 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(2)

زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو
من و تو می دانیم
مسئله مقدم بر راه حل و راه حل مقدم بر پاسخ است.
ذهنی که گریزان از پرسش ها،
تنها در پی یافتن پاسخ از انبار جواب هاست،
هرگز طعم شیرین خلاقیت را نخواهد چشید.


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 07 مهر 1393 | 23:34 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(1)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پاتوق مقالات شما