نداشته هایت را بیخیال
غصه هایت را بیخیال
هر آنچه که تو را نا آرام میکند ، بیخیال
همین که امروز نفس کشیده ای ، خوش به حالت
عمیق نفس بکش
عشق را
زندگی را
بودن را
بچش
ببین
لمس کن
و با تک تک سلول هایت لبخند بزن
زندگی زیباست…
برچسبها:
خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند
و رفتنش چیزی از آن کم…
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد
باید که جای پایش در این دنیا بماند،
آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود …
نیامده ایم تا جمع کنیم
آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ؛
دوستی را ؛
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم …
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس !
آمده یم تا بازیگر خوب صحنه ی زندگی خود باشیم …
پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم

برچسبها:
شما برای احساس خوشحالی به هیچ بهانه ای نیاز ندارید
می توانید هم اکنون تصمیم بگیرید که خوشحال باشید،
به این دلیل ساده که زنده اید،
به این دلیل که چنین می خواهید.
لزومی ندارد که منتظر چیزی یا کسی باشید…
+
تو آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد،
دیگه هیچ ابری وجود نداره،
پس هر وقت آسمون دلت ابری شد
با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر..!

برچسبها:
بعضی آدم ها ساده و بی شیله پیله اند
بی هیچ پیچیدگی،
دوست دارند چون گِل وجودشان از عشق است
به همین آسانی، به همین آسودگی… نه سیاست این زمانه را از حفظند
نه طریق شکستن می دانند ونه خیانت سرشان می شود
نمی توانند لحظه ای بیش، دل چرکین باشند
از هر کسی که دلشان را می شکند،
زود یادشان می رود، زود فراموش می کنند.
لبخند که بزنی باز همانی می شوند که بودند،
آدم های ساده
وجودشان همان خوشبختی است ،
اینهارا گفتم بدانی ، آن ها فقط یک بار اتفاق می افتند……
برچسبها:
هر کجا هستی سهم اندک خود را از
خوبی …
و مهربانی …
بجا بیاور همین خوبیهای کوچک هستند
که در کنار یکدیگر بر جهان پیروز میشوند.
برچسبها:

به نام خدا
تا کجاها می رو ی با موج دریا ،ناخدا؟
می روی با موج ها تنهای تنها ،ناخدا
چشم هایی منتظر بر روی ساحل مانده اند
می شناسی صاحب این چشم ها را ،ناخدا؟
کیش و قشم و چابهار و مینو و تنب بزرگ
چند فرسنگ اند ،تا فارور و موسی* ،ناخدا؟
روز دیلم ،تنب کوچک ،شب به سوی گمبرون**
چابهار امروز ،فردا ،می روی ،تا ...... ناخدا
از خلیج فارس تا آن سوی اقیانوس هند
رفته ای فرسنگ ها تا ینگه دنیا ،ناخدا
موج ، صخره ، دزد دریایی و طوفان ،جذر و مد
می شوی زندانی زندان سودا ،ناخدا
رنگ رخسارت پر از شور و حرارت می شود
می شود تا ساحلی از دور پیدا ،ناخدا
خوش به حالت دیده ای تنگ غروب آفتاب
بوسه ی خورشید را بر روی دریا،ناخدا
می شکافی آبی مواج دریاهای دور
می روی با کشتی خود تا کجاها ،ناخدا ؟
*منظور جزیره ی ایرانی، ابو موسی می باشد.
** نام قدیم بندر عباس می باشد.

تقدیم به اولین زن ناخدای ایران:
سرکار خانم سالاریه
برچسبها:
دلم روشنایی می خواهد ..
دلم می خواهد بنشینیم روبروی هم در دو سوی این میز کوچک چوبی
زیر روشنایی و گرمای این گرد سوز و فقط به هم نگاه کنیم.
وقتی نگاهت خورشید می شود و دریای دلواپسی هایم را بخار می کند
وقتی سوسوی همین شعله ی لرزان، شاعرت می کند
واژه هایت پرنده می شوند و روی درخت رویا هایم خانه می کنند،
انگار دوباره تو را پیدا می کنم
راز بودن مان را کشف می کنم
اصلاً بیا تو در سایه ی این روشنایی لرزان، شاعر شو ..
من هم با فنجانی چای گرم،
پشت این میز کوچک چوبی خیره می شوم به نگاه شاعرانه ات ..

برچسبها:

تا کجاها می رو ی با موج دریا ،ناخدا؟
می روی با موج ها تنهای تنها ،ناخدا
چشم هایی منتظر بر روی ساحل مانده اند
می شناسی صاحب این چشم ها را ،ناخدا؟
کیش و قشم و چابهار و مینو و تنب بزرگ
چند فرسنگ اند ،تا فارور و موسی* ،ناخدا؟
روز دیلم ،تنب کوچک ،شب به سوی گمبرون**
چابهار امروز ،فردا ،می روی ،تا ...... ناخدا
از خلیج فارس تا آن سوی اقیانوس هند
رفته ای فرسنگ ها تا ینگه دنیا ،ناخدا
موج ، صخره ، دزد دریایی و طوفان ،جذر و مد
می شوی زندانی زندان سودا ،ناخدا
رنگ رخسارت پر از شور و حرارت می شود
می شود تا ساحلی از دور پیدا ،ناخدا
خوش به حالت دیده ای تنگ غروب آفتاب
بوسه ی خورشید را بر روی دریا،ناخدا
می شکافی آبی مواج دریاهای دور
می روی با کشتی خود تا کجاها ،ناخدا ؟
*منظور جزیره ی ایرانی، ابو موسی می باشد.
** نام قدیم بندر عباس می باشد.

تقدیم به مهربانوی عزیزم:
سرکارخانم سالاریه
تنها کاپیتان زن ایران
برچسبها:

تا کجاها می رو ی با موج دریا ،ناخدا؟
می روی با موج ها تنهای تنها ،ناخدا
چشم هایی منتظر بر روی ساحل مانده اند
می شناسی صاحب این چشم ها را ،ناخدا؟
کیش و قشم و چابهار و مینو و تنب بزرگ
چند فرسنگ اند ،تا فارور و موسی* ،ناخدا؟
روز دیلم ،تنب کوچک ،شب به سوی گمبرون**
چابهار امروز ،فردا ،می روی ،تا ...... ناخدا
از خلیج فارس تا آن سوی اقیانوس هند
رفته ای فرسنگ ها تا ینگه دنیا ،ناخدا
موج ، صخره ، دزد دریایی و طوفان ،جذر و مد
می شوی زندانی زندان سودا ،ناخدا
رنگ رخسارت پر از شور و حرارت می شود
می شود تا ساحلی از دور پیدا ،ناخدا
خوش به حالت دیده ای تنگ غروب آفتاب
بوسه ی خورشید را بر روی دریا،ناخدا
می شکافی آبی مواج دریاهای دور
می روی با کشتی خود تا کجاها ،ناخدا ؟
*منظور جزیره ی ایرانی، ابو موسی می باشد.
** نام قدیم بندر عباس می باشد.
تقدیم به مهربانوی عزیزم:
سرکار خانم سلاریه-تنها کاپیتان زن ایران

برچسبها:
رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم
تا به اقلیم وجود ، این همه راه آمدهایم
حافظ
گاهی فراموش می کنیم
که برای چه از عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم
نیامده ایم تا جمع کنیم
آمده ایم تا ببخشیم
آمده ایم تا عشق را ، ایمان را ، امید را
ودوستی و نان را ، با دیگران قسمت کنیم
که فقط وفقط از عهده ما برمی آید و بس
آمده ایم با حضورمان بر خوبی ها وزیبایی های عالم چیزی بیافزاییم
آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه زندگی باشیم

برچسبها:


