روزگار بدی برای زنهاست ...
ریشو می بینی، می ترسی ...
ژیگول می بینی، می ترسی ...
ماشین مدل بالا از کنارت رد می شه تو خیابون، می ترسی ...
ماشین قراضه رد می شه، می ترسی ...
موتوری با اون نگاه کثیفش از کنارت ویراژ می ده، می ترسی ...
سوار تاکسی حتی اگه جلو هم بخوای بشینی که راحتتر باشی، میترسی
مانتوی روشن بپوشی تو خیابون از نگاه مردا که دنبال رد لباس زیرمانتوت هستن، می ترسی ...
عینک آفتابی می زنی میای تو خیابون از نگاههایی که دنبال چشمهای اون زیرهستن، می ترسی ...
با دوستات میری پارک، از مردهای بیکار پارک، می ترسی ...
از پدری که دست پسر رو گرفته و از کنارت رد می شه و تیکه ی بارت می کنه و به پسرش نگاه می کنه و می خنده، از هر دوشون، می ترسی
از نگاه آدمها تو پمپ بنزین، ترافیک، گشت ارشاد و و و می ترسی
گاهی حتی از برادر و شوهر و دوست پسر و ... ها هم می ترسی ...
ترس ترس ترس ...
کابوس های روزانه و شبانه آدمهایی شده که می خوان فقط
کنار دیگران تو جامعه زندگی کنن ....
برچسبها:
شعاع خورشید حقایق

امام صادق (علیه السلام) در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. پدر گرامی آن حضرت، امام محمد باقر (علیه السلام) و مادر ارجمندش ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر می باشد. نام شریفش جعفر و لقب معروفش صادق و کنیه اش ابوعبدالله می باشد. شهادت آن حضرت در 25 شوال سال 148 هجری قمری، در 65 سالگی، به دستور منصور دوانیقی، خلیفه ستمگر عباسی، به وسیله سمی که به آن بزرگوار خوراندند، در شهر مدینه اتفاق افتاد، و محل دفنش در قبرستان بقیع است.
امام جعفر صادق (علیه السلام) تلاش و کوشش خود را با مساعی علمی آغاز و حوزه فکری و ثمربخش خویش را که بزرگان فقها و متفکران از آن بیرون آمدند، در صفوف امت، افتتاح کرد و با تربیت شاگردانی دانشمند، ذخیره علمی بزرگی برای امت برجای گذاشت. بعضی از شاگردان نامی آن بزرگوار عبارتند از: هشام بن حکم و مؤمن طاق و محمد بن مسلم و زرارة بن اعین و ... که هر یک چهره های درخشانی از تربیت شدگان مکتب آن حضرتند. حرکت علمی او آن سان گسترش یافت که سراسر مناطق اسلامی را دربر گرفت و مردم از علم او سخن ها می گفتند و شهرتش در همه شهرها و دیارها پیچیده بود.
جاحظ در مورد امام صادق (علیه السلام) می گوید:«امام صادق چشمه های دانش و حکمت را در روی زمین شکافت و برای مردم درهایی از دانش گشود که پیش از او معهود نبود و جهان از دانش وی سرشار گردید.»هدف امام صادق (علیه السلام) از گسترش برنامه فرهنگی، چاره جهل امت و تقویت عقیده به مکتب اسلام و نیز ایستادگی در برابر امواج کفرآمیز و شبهه های گمراه کننده و حل مشکلات ناشی از انحراف حکومت بود.
تلاش آن حضرت از طرفی مقابله با امواج ناشناخته و فاسد اوضاع سیاسی عهد امویان و عباسیان بود که انحرافات عقیدتی آن، بیشتر معلول ترجمه کتاب های یونانی و فارسی و هندی و پدید آمدن گروه های خطرناک از جمله غلات و زندیقان و جاعلان حدیث و اهل رأی و متصوفه بود که زمینه های مساعد رشد انحراف را به وجود آورده بودند. امام (علیه السلام) در برابر تمامی آنها ایستادگی کرد و با همه مناظره و مباحثه کرد و خطر افکارشان را برای ملت اسلام افشا نمود و از طرف دیگر، با تلاش های خستگی ناپذیر، مفاهیم عقیدتی و احکام شریعت را منتشر ساخت و آگاهی علمی را پراکند و توده های عظیم دانشمندان را به منظور آموزش مسلمانان مجهز ساخت.
امام صادق (علیه السلام) مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را در مدینه محل تدریس خویش قرار داد و مردم، دسته دسته از دور و نزدیک به آنجا می شتافتند و سؤالات گوناگون خود را مطرح و جواب لازم را دریافت می نمودند. از جمله استفاده کنندگان از محضر آن بزرگوار، مالک بن انس و ابوحنیفه و محمد بن حسن شیبانی و سفیان ثوری و ابن عینیه و یحیی بن سعید و ایوب سجستانی و شعبة بن حجاج و عبدالملک جریح و دیگران بودند.
امام صادق(علیه السلام) به پیروان خود فرمان داد که به حاکم منحرف پناه نبرند و از داد و ستد و همکاری با او خود داری کنند و به اصحاب و دوستان خود سفارش می کرد که در هر کار، مخفیانه عمل کنند و تقیه را رعایت نمایند و در هر عملی که انجام می دهند توجه کامل داشته باشند که دشمنان و مخالفان شان متوجه آن نشوند. آن حضرت مردم را بر آن می داشت تا در قیامی که زید بن علی بن الحسین (علیه السلام) بر ضد دولت امویان کرده بود، پشتیبان زید باشند. هنگامی که خبر قتل زید به او رسید بسیار ناراحت شد و اندوهی عمیق به او دست داد و از مال خود به خانواده هر یک از یاران زید که با او در آن واقعه آسیب دیده بودند هزار دینار داد و نیز هنگامی که جنبش بنی الحسن (علیه السلام) شکست خورد، امام را حزن و اندوه فرا گرفت و سخت بگریست و مردم را مسؤول کوتاهی در برابر آن جنبش دانست. با این حال، آن حضرت از در دست گرفتن حکومت، خودداری فرمود و این کار را به وقتی موکول کرد که نقش دگرگون سازی امت را ایفا کند و در مجرای افکار امت تأثیر گذارد و انحراف های گوناگونی را که واقعیات سیاسی و اجتماعی روز به وجود آورده بود تصحیح نماید، آنگاه در داخل امت عهده دار تجدید بنا شود و امت را آماده سازد تا در سطحی درآیند که بتوانند حکومتی را که خود می خواهند، تشکیل دهند.
امام صادق در نگاه دیگران
ابوحنیفه، پیشوای مشهور فرقه حنفی، گفته است:«من دانشمند تر از جعفربن محمد ندیده ام.» «لو لا السنتان لهلک نعمان»؛ یعنی اگر آن دو سال (شاگردی من نزد او) نبود، نعمان هلاک می شد. (اسم ابوحنیفه نعمان بن ثابت بوده است). مالک، پیشوای فرقه مالکی، گفته است: «مدتی نزد جعفر بن محمد رفت و آمد می کردم، او را همواره در یکی از سه حالت می دیدم؛ یا نماز می خواند یا روزه بود و یا قرآن تلاوت می کرد، و هرگز او را ندیدم که بدون وضو حدیث نقل کند.»
اکنون از باب تیمن و تبرک و جهت بهره مندی بیشتر، سخنی چند از آن امام بزرگوار را ذکر می کنیم؛
کمال احسان
«لایتم المعروف الابثلاث خصال؛ تعجیله و تقلیل کثیره و ترک الامتنان به» احسان و نیکی کامل نباشد، مگر با سه خصلت؛ شتاب در آن، کم شمردن بسیار آن، و منت ننهادن بر آن.
محاسبه نفس
«حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فی کل یوم و لیله علی نفسه فیکون محاسب نفسه، فان رای حسنه استزاد منها، و ان رای سیئه استغفر منها لئلایخزی یوم القیمه» بر هر مسلمانی که ما را بشناسد، سزاوار است که در هر شبانه روز، عملش را بر خود عرضه دارد و خود حسابگر خویش باشد، اگر حسنه دید بر آن بیفزاید، و اگر گناه دید از آن آمرزش خواهد تا اینکه روز قیامت رسوا نشود.
استقامت
«لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکه ولاظلهم الغمام و لاشرقوا نهارا و لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم و لما سالوا الله شیئا الااعطاهم» اگر شیعیان ما استقامت می ورزیدند، هر آینه فرشتگان با آنها دست می دادند و ابرها بر آنها سایه می انداخت و در روز می درخشیدند و از بالای سر و زیر پای خود روزی می خوردند و چیزی از خدا نمی خواستند مگر اینکه به آنها عطا می کرد.
بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند
بهین آموز گار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند
که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
برچسبها:
قرارمان فصل انگور
شراب که شدم بیا
تو جام بیاور من جان
جام را خالی از جان کن
هراسی نیست…
فقط تو خوش باش
همین مرا کافیست…

برچسبها:
ﻣﻌﺒﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ
ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﺩ ﻭ ﺁﻭﺍﺯ ﺧﻮﺍﻥ ﻭ ﺭﻗﺼﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ
ﺍﺯ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﮐﻦ
ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﮓ ﻫﺎ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﮐﻦ، ﺩﺭﺧﺸﺎﻥ ﻭ ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﻃﺎﻭﻭﺱ
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﺸﺎﺩﯼ ﻭ ﺁﻭﺍﺯ ﻭ ﺭﻗﺺ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﻧﺒﺎﺵ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﻣﯽ ﺟﻮﯾﺪ، ﺷﺎﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﺷﺎﺥ ﺗﺮ ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﺁ ﻭ ﻧﻐﻤﻪ ﺳﺎﺯ ﮐﻦ
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭼﯿﺰﯼ
ﺑﺮﻗﺺ، ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺭﻗﺺ
ﺑﺨﻮﺍﻥ، ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺍﺯ
ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﺳﺮﺗﺎ ﭘﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﻣﻠﮑﻮﺗﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﻧﮓ ﻧﯿﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ
ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺯﯾﺴﺘﻦ، ﺁﺯﺍﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ

برچسبها:
در هر انسانی یک درخت وجود دارد .
میوه این درخت به خود انسان بستگی دارد.
ایا این درخت میوه بدهد یانه .هم به خودمان بستگی دارد.
نوع ومزه ورنگ وبو این میوه به خودمان بستگی دارد.
همه ما باید مواظب درخت وجودمان باشیم .
ان شاء الله درخت وجودمان برای دیگران سایه گستر باشد.
خدا راشاکریم دوستان سایه گستر هم داریم

برچسبها:
اینقدر سکوت نکن …
زمزمه کن گاهی !
قدم بزن در کوچه های زندگی …
و گاهی آرام پرواز کن …
این آبی بیکران مال تو نباشد …
مال کیست ؟؟؟

برچسبها:
یک درخت میتواند شروع یک جنگل باشد ،
یک لبخند میتوند آغازگر یک دوستی باشد،
یک دست میتواند یاریگر یک انسان باشد ،
یک واژه می توند بیانگر هدف باشد ،
یک خنده میتواند فاتح دلتنگی باشد ،
امید میتواند رافع روحتان باشد ،
یک نوازش میتواند راوی مهرتان باشد ،
امروز آن " یک " باش …

برچسبها:
غایب شدن نشانه " جفا " نیست
و حضـور هم به معنای " وفا " نیست
مهم " شـــوق دل " است
حتی اگه عزیزی دور از دیده بماند…
والسلام

برچسبها:
آرامش نه عاشق بودن است
نه گرفتن دستی که محرمت نیست…
نه حرف های عاشقانه و قربان صدقه های چند ثانیه ای…
آرامش حضور خداست وقتی در اوج نبودن ها نابودت نمی کند…
وقتی ناگفته هایت را بی آنکه بگویی می فهمد…
وقتی نیاز نیست برای بودنش التماس ﮐﻨﯽ و غرورت را تا مرز نابودی پیش ببری وقتی مطمئن باشی با او هرگز
تنها نخواهی بود…
آرامش یعنی همین تو ، بی هیچ قید و شرطی خدا را داری…

برچسبها:
وقتی از ته دل بخندی
وقتی هر چیزی را به خودت نگیری
وقتی سپاس گذار آنچه که هست باشی
وقتی سراپا رقص و سرور شوی
وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی
آن زمان است که واقعا زندگی می کنی…

برچسبها:


