يا رب الهي آمدم***با رو سياهي آمدم

در بي پناهي آمدم***خواهي نخواهي آمدم

زشتي من از حد گذشت***دور از تو بر من بد گذشت

يا رب الهي يا كريم

حملم به بي عاري مكن***ردم ز بيزاري مكن

با من مگو زاري مكن***ترك وفاداري مكن

حرفي ندارد حال من***لطف تو و اقبال من

يا رب الهي يا كريم

گمراهم و من بي پناه*دارم به لب ذكر اله

اما به دل ميل گناه***ماندم ميان اين دو راه

من بس كه دست دست كرده ام***خود را تهي دست كرده ام

الموت يعطي بغطته***القبر صندوق العمل

يا رب الهي يا كريم

دارم گله از حال خود***من خود شكستم بال خود

رفتم پي اميال خود***افتاده ام دنبال خود

بلكه تو پيدايم كني***در كوي خود جايم كني

يا رب مرا رسوا مكن***با من به عدلت تا مكن

مشت مرا هم وا مكن***امروز و هي فردا مكن

خورده گره كارم خدا***تنها تو را دارم خدا

يا رب الهي يا كريم

كاري ندارم با كسي***هستم به درگاهت خسي

حالا كه بيمارم بسي***پس كي به دادم مي رسي

من خوب مي دانم بدم*** گفتي بيا من آمدم

گفتي بيا من آمدم *** چون بار عام است آمدم

هر چه تو بخشيدي ز من***خوردم فريب خويشتن

امشب بگو با من سخن***سويم بيا توبه شكن

بيش از همه شرمنده ام***از فاطمه شرمنده ام

يا رازق الطفل الصغير***يا راحم الشيخ الكبير

يا جابر العزم الكثير***يا رب اجرنا يا مجير

خوردم زمين من را مزن***افتاده ام از پا مزن

يا رب الهي يا كريم



برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 12 تیر 1393 | 01:50 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پاتوق مقالات شما