میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش.

به خدا میبرم از شهر شما دل شویده و دیوانه خویش.

میبرم تا در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه.

شستشویش دهم از لکه عشق زین همه خواهش بیجا و تباه

میبرم تا ز تو دورش سازم ز تو ای جلوه امید محال

میبرم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال ...



برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 22 مهر 1393 | 21:28 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(1)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • پاتوق مقالات شما