تازه تر از تازه گلی کاشتم
جان به لب آمد بدل انداختم
با غم خود غمکده ای داشتم
خنده به لب خنده ی تو خواستم
با رخ مهتاب به شب تاختم
رقص سحر را به نظر بافتم
مست شدم هست شدم بافتم
ساده تر از ساده خودم ساختم

 



برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 17 مهر 1393 | 08:54 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(2)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟


  • پاتوق مقالات شما