اندوه
واژه ای بیگانه بود برایم
جای نداشت در فرهنگ لغاتم
اما اینک ...
خدایا چه شده؟
اندوه در واژگانم مینوازد؟
آری من هم اندوه دارم!
نمیدانم کس چه میداند ؟
حتی لحظه ای میتواند که بداند؟
نمیداند اما من میدانم !
اندوه رخت خود برکن
من خدایی دارم به وسعت رویاها
امیدی دارم بیش از همه دریاها
اندوه تو ای سراب بی انتها
من او را دارم!
تو را بدورد و سلام ناب من بر فرداها

برچسبها:
تاريخ : دوشنبه 18 تیر 1397 | 20:27 | نویسنده : shahrammehdizadeh |
ارسال نظر(0)


