دلم برای آینده تنگ شده است. یاد روز هایی که بعداً می آیند از همین حالا به خیر.به من
نخندید. دیوانه نیستم. دارم از چشم انداز فردا هایم لذت می برم. هر شب که چشم هایم را می بندم می دانم که چیزی جز نوازش خورشید بیدارش نمی کند. هر صبح همراه لیوان چای، امید می نوشم. برنامه های روزمره ام را چنان خوش خط و مرتب می نویسم انگار که دارم بهترین خاطره عمرم را در دفترچه ای ثبت می کنم. چرا که نه؟!
وقتی خدا آن بالا قرص و محکم نشسته و کافی است اسمش را بگویم تا بیاید… چرا خوشبین نباشم؟!



برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 02 مهر 1393 | 14:58 | نویسنده : shahrammehdizadeh | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟


  • پاتوق مقالات شما